
به سبب همه نگرش طماع و قدرتپرستی ضددادگری اسلامی و ضدانقلابی و ضد راه امامخمینی (ره) و ضد مشی ولیفقیه معظم و معزز نهفته در سخنان نهانروشانه و نکته به نکته نکات تحریفگرش که حاوی پیمانشکنی علیه پیمان انقلاب اسلامی و اصول آن است. میخواهم درباره این تحریفات و دروغها سخن بگویم که گویی با تکرار واروگویی یک تاریخ زنده و درحال زیست کنونی، قصد محو و فراموشی رخدادهای مستند و ثبت دروغها به جای حقایق را دارد. رویدادهایی غیرقابل دفاع بهوسیله پدرشان اتفاق افتاده و حال وارونمایی میخواهد تصویر معکوسی از رویداد ثبت کند. فراموشی برای پارهای یک موهبت است.
مقدمتا بگویم از انقلابات توحیدی و ابراهیمی و قیام انبیاء و حضرت موسی (ع) و عیسی (ع) تا انقلاب الهی و جهانی اسلام به رهبری پیامبر خاتم (ص) و حتی انقلابات سیاسی یونان باستان و تحولات در جنگهای پلوپونزی و تاریخ _ نگاشت توسیدید درباره انقلابات دموکراسی بردهدارانه تا انقلابات مدرن بورژوایی عصر جدید و بالاخره شدیدتر از همه، انقلاب اسلامی از روز اول با موضوع واقعی تاریخی، مستند خیانت و تحریف و پیمانشکنی علیه عدالتخواهی انقلاب روبهرو بودهاند و حال بودهایم. چرا این تحریف و پیمانشکنی در انقلاب اسلامی از صدر اسلام تا امروز شدیدتر از همه انقلابها بوده؟ برای اینکه این انقلاب با کل جهان کفر از داخل تا خارج با ابلیس و شیاطین انسانی جهان روبهرو بوده و انواع فریبها علیه آن قد برافراشته از جمله دروغ و نیز وانموده غلبه قدرت انتصابی بر قدرت انتخابی. این پدیده پیمانشکنی داخلی در انقلاب اسلامی مسلما وابسته، اما متفاوت با عمل علنی کفر، الحاد، ضدانقلاب رسمی و واکنش طبقاتی اقشار سرنگون شده و کارگزاران علنی سلطه جهانی و شیطان بزرگ و صاحبان ایدئولوژیهای ماتریالیستی و ضداسلام بوده است که با پیشنهاد غربیسازی تا شرقیسازی، علنا بر کوس سرنگونیشان علیه جمهوری اسلامی نوپا مینواختند؛ نظامی که از دل عظیمترین و باورنکردنی انقلاب دینی همگانی با بیش از ۹۸ درصد آرا سر برآورده بود. بزودی مواجه با عمل نقابدارانی شد که بهنام فدایی راه تمام خمینی (ره) و ذوبشده در اصول و آرمان انقلاب اسلامی وارد نظام حکمرانی شدند.
آنان بهروشنی میدانستند اولین درخواست این ملت از جمهوری اسلامی، اجرای آرمانهای اعلامشده انقلاب اسلامی بهزبان امام خمینی (ره) و فقط امام خمینی (ره) بود و اساسش انجام تکالیف فقط پروردگار یکتا و عمل به ایمان توحیدی و اجرای عدالت علوی و حمایت از اکثریت مردم و کوخنشینان در برابر سلطه غارتگر شیطان بزرگ، ستمکاران اقتصادی و سیاسی رانتخوار، مسرف و مترف، اشراف چپاولچی، هزار فامیل داخلی و وابستگان و چاکران طماع کارگزاران استعمارگران بود.
آنان نشان داده بودند به این عدالت اسلامی باور دارند و برایش مبارزه کرده و بعدها در قدرت لذتهای دنیوی و وساوس شیطانی شدند و از آن پیمان برگشتند یا از اول دچار زیغ و انحراف از پایداری در راه دین و تمایل به عدول از آن بودند و پنهان میکردند و در برابر عظمت امام (ره) و انقلاب، سکوت پیشه کرده و حتی از عدالت انقلابی اسلام در نمازجمعه مکررا سخن سرمیدادند.
انقلاب و عدالتی که همه میدانستند در نظر قرآن و عترت ک امام خمینی (ره) اصل اصیل و تخطیناپدیر انقلاب اسلامی و تنها با مقاومت برابر وابستگی و استقلال از سلطه کفر و نظام سرمایهسالار جهانی و سرپرستی آمریکا و کسب آزادی از قید قفل شدن به ظالمان اقتدارگرای زورگیر و چنگ وساوس فساد شیطان بزرگ و طرد فریبکارا نو مسرفین و قاسطینی ممکن میشود که در پشت شعارهای دروغین و نقاب دفاع از جمهوری اسلامی و ورود به دایره حکمرانی، هدف پلشت تجدید وابستگی سابق به سود قدرتگیری خیانتبارشان و نفی اصول قرآنی عدالت و انقلاب پنهان شدهاند.
آقای محسن هاشمیبکسر اینها را فراموش کرده و راه شیطان بزرگ و لفاظیهای شیطنتبار و فریبنده متخصصان دستگاه بنیامیه که سازشکاران با نظام یزیدی را به زبان مدرن تکرار میکند. ببایید نکته به نکته بببنیم چه فرمایش کرده و چگونه خطاها و پیمان شکنیهایی را که دیگر از ذهن و حافظه تاریخ نمیتوان پاک کرد را وارو جلوه میدهد. حافظه پروردگار یکتا که زدودنی نیست ولا یشغله سمع عن سمع و لایغلطه السائلون و ...
بنیان سخن آقای محسن هاشمی بر فراموشی تاریخ، رخدادها و تبارشناسی رویدادهای بحرانی در دولتها و واروگویی و محو دستامدهای فراموشنشدنی انقلاب اسلامی استوار است. این تحریف جمهوری اسلامی و قرارداد آن با مردم و نیروهای پیمانشکن و ضد منافع مردم، از زمان دولت موقت شروع میشود. اگر ایشان به آن روزها بازگردد، بهیاد میآورد آنچه امروز ایشان در ذیل غلبه قدرت انتصابی بر قدرت انتخابی واروگویی میکند به آن زمان بازمیگردد. قدرت انتخابی مردم، شوریدن علیه وابستگی و سلطه و سازش با گرگ بود.
امامنماد قدرت انتخاب عمومی مردم بود و بر قدرت انتصابی ناگزیر که دولت موقت بود غلبه داشت. دولت موقت از پیمانش با مردم و انقلاب و امام برای تبعیت از ارکان خواست نروم که در راُسش فقط و فقط اعتماد به ولی فقیه امام خمینی ره قرار داشت سر باز زد و راهی را در میزان تبلیغ کرد که با اولین اصل انقلاب همگانی ونفی سلطه و سرپرستی شیطان بزرگ و خط امام ره مغایرت و مخالفت داشت. امام سرافتش مرحوم بازدگان پنهان نکردن نگرشش بود و شرافتمندانه استعفا داد. بنی صدر مخفی کاری کرد و وانمود کرد که انقلابی است ولی سربزنگاه در بحبوحه توطئه آمریکایی تجاوز صدام به کمک آمریکا شتافت با وحشیترین تروریسم کارگزار غرب متحد شد تا در براندازی جمهوری اسلامی شرکت کند. مرحوم هاشمی زبیر وار چشم و چراغ انقلاب اسلامی بود ولی آرام آرام از عدالتخواهی دهه اول به مانور اشرافیت و نگرش اقتصادی غربگرا دردهه هفتاد فرو غلتید و علیه قدرت انتخابی انقلاب و نهادهای منتخب و علیه مواد قانون اساسی ترک فعل کرد و این پیمان شدیدتر بوسیله کابینه اصلاحات و سپس اغتشاش سیاه پس از ظهور قدرت انتخابی سال ۸۸ به سود زورگویی انتصابی و وانموده شیطان بزرگ و توطئه استحاله یا براندازی تکرار گشت و در کابینه روحانی علنیتر شد و در مصاحبه محسن ' ابن اکبر هاشمی و برادر فائزه هاشمی عریان گشت.
او میگوید: "ایران در یک وضعیت تعلیق راهبردی قرار گرفته است. بعضی تحلیلگران حتی از آن به عنوان تله استراتژیک یاد میکنند به این معنا که دشمنان کشور. توانستهاند ما را در موقعیتی قرار دهند که هر تصمیم و حرکتی برایمان هزینه زاباشد. " خوب لب لباب منظور محسن هاشمی رها از لفاظیهای دیپلماتیک و نهانروشانه چیست؟ این است که آمریکا (جرئت ندارد نامش رابگوید) و غرب کاری کرده که از سوئی حرکت به جلو و پیشروی و توسعه اقتصادی پر هزینه باشد و از سویدیگر نظر رهبر آن است که هزینه عقب نشینی از هزینه مقاومت بیشتر است و تمام متن و گفتار او در ادامه میخواهد بگوید اتفاقا نظر رهبری غلط است ' چرا ' خواهیم دید چه برهان نمای سست و غلط اندر غلطی ارائه میدهد. او این دوگانه را "بن بست تصمیم گیری " نام مینهد که محصولش کاهش سرمایه گذاری ' عدم قطعیت اقتصادی ' و حاکم شدن بر فضای عمومی کشور وضعیت " نه جنگ ' نه صلح " است.
محسن هاشمی ما را فریب میدهد.
اول آن که بن بست تصمیم گیری
تا انجا که به قانون اساسی وپیمان اصلی بر میگردد وجود ندارد. سیاستهای کلان را امام جامعه ' ولی فقیه ' اعلام میکند و دیروز تصمیمات امام خمینی و امروز تصمیمات امام خامنهای بر همگان و برای جهان و دوست و دشمن کاملا روشن و قطعی و مدلل و مبتنی بر اصول قانون اساسی و انقلاب اسلامی بوده و راهگشا و نجات بخش و رهایی گراست.
دوم آن که مشکل زاده دورویی دولتهای غربگرا بوده است که نهاد انتخابی هستند، اما به تعهدات قانونی و فعل ضروری و اجرای سیاست کلی در اقتثاد و تولید و تثببت ارزش مول و بریدن از نظام سلطه و تکیه به نیروی جوان ملی و به کار گرفتن آنان در توسعه وپیشرفت علمی و تکنولوژیک و تولید ملی وفادار نبوده و مدیریت فاسد و رانتخوار و آقا زادهها و برادر و خواهر و پسر و دختر این غربگرایان بی تقوا و بی عدالت علیه اقتصاد سالم اسلامی و هدایت ولی فقیه عصیان کروه و اجازه فسادزایی هم نداده و از فاسدان فامیلی و خانوادگی و دلالان خائن حمایت نمودند. اگر این قدرت رانتخوار غربگرا چه اصلاح طلب چه اصول گرا راه امام انقلاب و اجرای تصمیمات قرآنی و تخصصی ضد وابستگی و ضد فساد را اجرا میکردند و پیرو علی باقی میماندند. هبچ بن بستی وجود نداشته و ندارد. خود جریان هاشمی و اصلاح طالبان رفسنجانی گونه عرلگرا و کارگزاران سلزندگی نوع مدرنیزاسیون محمد رضا شاهی که همه مسأله شان این است که هود برقدرت باشند و فرق ماهوی با نظام پیرامونی شاه دست نشانده ندارند' پس اولین متهم این ایجاد بن بست و زیر پا نهادن قانون اساسی و رهنمود ولی فقیه و روح کنش مستبدانه انتصابی در زیر نقاب مزورانه انتخابی و ریاست جمهوری خود اینان هستند.
دومآن که باز همین جریان ضد خط امام خمینی و اصول انقلاب اسلامی و خط امام خامنهای (که تداومهمان اصول قرآنی امام ره در اقتصاد و سیاست و سلامت اجتماعی و فرهنگ ضد استکباری است ') است که موجب بحران زنحیرهای شده است. همچون فرار از اقتصاد مقاومتی ' خرابکاری مجرمانه در ارتباط ایران با کشورهای غیر متجاوز و غیر برانداز نظیر چین و روسیه و کشورهای دیگر ' ممانعت از قطعیت انقلابی اقتصاد مستقل و ضد فساد و دامن زدن به انواع رانتخواری و سیاستهای ویرانگر هاشمی در خصوصی سازی غلط و نفی اقتصاد ملی و تولیداتی مثل چای در غربی سازی خاتمی و نابوی اقتصاد مولد نلی روحانی و رسد انواع فساد حاصل از ارز ترحبحی بی مهار و آزادی قاچاقچیان ارز در تعیبن قیمت ارزش و مایین کشیدن ارزش مول ملی و بالا کشیدن دلارهای نفتی بوسیله این طبقه بورژوازی! دزد مورد حمایت حضرات به اسم خصوصی سازی رانتی و طبقه متوسط و دلارهای بازنگشته و بانکهای خصوصی بی مهار در تولید پول و..
آقای هاشمی در نورد عدم قطعیت اقتصادی و از قطعیت انداختن راه روشن توسعه خودپو و ملی و سیاستهای ولی فقیه و دو امام نباید مسئولیت خیانت بار غربگرایانی نظیر حزب خودشان و سیاست مرحوم هاشمی و خاتمی و روحانی را پرده پوشی کند. خوب جه کسی راه روشن امام را از قطعیت انداخت و جشم به غرب و سازش میش با گرگ دوخت؟ حزب آقا محسن هاشمی ' سازندگی و متحدین او و غربگرایان دیگر و رسانههای آنان: هم میهن و اعتماد وشرق مدافع این بخش خصوصی فاسد متهم نخست هستند ..، اما منظور از وضعیت نه جنگ و نه صلح در اینمصاحبه ترویج فضای صلح است؛ و چه کس با صلح حقیقی مخالف است؟ اما مقصود ایشان و غربگرایان "صلح " تحمیلی آمریکای وحشی و اسم رمز تسلیم و بده برد است. یعنی خیانت بزرگ. اما خیانت بزرگتر آن است که بدانیمما مکلف به وضع خارج از اراده ما نیستیم بلکه یافتن راه حفظ عزت در شرایط تحمیلی هستیم؛ و دوم آن که موظفیم در هر شرایطی راه افتصاد شرافتمندانه ملی را پیدا کنیم. آقایان غربگرا میگدیند راهی جز ذلت پذیری و نوکری وجود ندارد و باید به تسلیم تن داد و تمام تاریخ انقلاب اسلامی حکایت آن است که وجود دلرد و باید به خوداتکایی و تولید خودپو روی آورد محسن هاشمی در مصاحبه سازندگی با هزار لفاظی عوامفریبانه این حقیقت و نقش خرابکارانه غربگرایان از دولت موقت تا بنی صدر ... تا روحانی را در اجرای اوامر مبرهن قرآنی و نفی سرپرستی کفر پرده پوشی میکند و ترک فعل شان را و وهم ناممکنی حرکت خودپو و مستقل را توجیه مینماید. در حالیکه همه جا از اقتصاد تا علم و تکنولوژی و دانش هستهای و ماهوارهای و موشکی و ورزش و تولیدات داخلی در صنعت و کشاورزی جوانان و مردم اثبات کردند بر خلاف قشر ممتاز رانتخوار کلان سرمایه فادر به توسعه ملی در گسست از سلطه شیطان بزرگ و تن دادن به بردگی هستند.
اجازه بدهید در مقاله دیگر بحث را ادامه دهم
پیش از ادامه پاسخ به گفتههای محسن هاشمی ' اجازه دهید از پیسزمینهای حرف بزنمو نقالهای که ریشه ابن یخنان راوفاش میسازد. بدون ارجاع به حقیقت باطنی اسلام زدایی آمریکایی و انقلاب زدایی از اقتصاد و سیاست و فرهنگ در جمهوری اسلامی کنه مواضع غربگرایانی، چون محسن هاشمی آشکار نمیشود زیرادعصاره ابن مواضع همبن اسلام زدایی است!
چرا برای ابلیس و نیز شیطان انسانی ' آمریکا و صهیونیسم جهانی و غرب مدرن و اذنابش ' اسلام زدایی در ایران ' هدف حیاتی است؟ و سازندگی و اصلاح طلبی و جنبش سبز وظیفه سکولاریستی شان همین اسلام زدایی از زندگی و حامعه ایرانی است؟ چیزی که به نفی استقلال و آزادی ما ختممی شود و پیمان شکنی و تسلیمی است که راه تکه پاره کردن نابودی ایران را میپیماید
چرا نفی استقلال ایران ' تکه پاره کردن ایران ' مهار قدرت عظیم خردمندی ' خلاقیت ' و دانش خواهی ' وهوشمندی ایران معطوف به دین زدایی است؟ چرا اسلام مانعی اصلی است و چرا در توسعه همه وجوه زندگی شیطانی ' زندگی ضد انسانی و ضد عقل و ضد فرهنگ و ضد اخلاق ' زندگی پلشت و فاسد و چرک و عفن غربی ' و بردگی تام و تمام ' اسلام ناب محمدی و' قرآن و عترت سد سدید است؛ و بی شرافتی مدرن و غربگرا در ایران جز نابودی اسلام تحقق نمییابد ' و وجود و حیات حقیقت جمهوری اسلامی ' رواج رسمی و حکومتیی این ذلت را ناممکن میکند؟ و بر عکس صورتک تحریف شده و استحاله جمهوری اسلامی در راه غربگرایان ' در خدمت ذلت پذیری است، چون اسلام را تهی مینماید.
چرا ' قشر آمریکایی استثمارگر و رانتخوار و دلال و وابسته و قاجاقچی ارز و بانکداری فاسد غارتگر سیاست خالی کردن جیب مردم با سخنان فریبنده ' الیگارشی ضد راه امام 'و احزابی جونسازندگی بامستیلانی مرعشی دایی محسن رفسنجانی فقط و فقط با رها کردن و دست برداشتن از اجرای فقه جعفری در اقتصاد و سیاستهای غربگرای دولتهای خائن به اصول انقلاب اسلامی رخ داده است.
چرا رهبر معزز با فقاهت اسلامی و ولایت فقه اثبات کرده تهدید خارجی ' فقط به سبب دست برداشتن از اجرای فقه اسلامی و اقتصاد سالم اسلامی و نیروهای سیاسی بی اعتنا به عدالت اسلامی در داخل تبدیل به خطر میشود و اگر اسلام در عمل اقتصادی ما مراعات شود و جلوی اقشار فاسد و چپاولگر که به شکاف عظیم اجتماعی دامن میزنند و محصول سیاست غربگرا و نولیبرالی هستند بایستیم ' از صدتا ترامپ و نتانیاهو و اذناب شان و سربازان فاسدشان ' کاری بر نمیآید. اگر اسلام اجرا شود روحانیهایی روحانی نما نمیتوانند با دروغهای بزرگ به فرسایش اعتماد مردم بپردازند؛ و نرمال سازی وضعیت ظالمانه فشار جنون بار بر دوش مردم زحمتکش و معافیت مالیاتی بانکها و شرکتهای کلان سود با سود نجومی و افسانهای و ممانعت از مطلبات برحق ملت اتفاق نمیافتد و مملکت بوسیله سیاست اقتصادی هولناک مدافع چپاولچیها به پرتگاه رانده نمیشود. حرف زدن و در حرف از نهج البلاغه ستایش کردن و سپردن سیاست اقتصادی به مشورت متخصصان ' اساتید گسسته از اسلام و مدافع زیر پا گذاشتن حقوق مردم و با برنامههای غربگرای ضد عدالت و تقوا ' و عدم اجرای واقعی اسلام در اقتصاد و بی اهمیت شمردن عملی مستضعفان و رنج کارمندان و کارگران و کسبه جزء و مردم محروم ' مقاومت و پایداری جامعه را نابود و مردم را سرخورده میکند؛ و آمریکا خواهان همین خستگی و نومیدی مردم از اجرای اسلام است.
اسلام و نهج البلاغه نمیگوید بنشینید تا از فشار ظالمانه و نشنودن حرف حق مستضعفان و باز گذاشتن دست مفسدان و سیاستهای ضد مرومی و ضد عدالت و پر تبعیض و تحمیل گرانی و تورم و تبخیر نیمی حقوق بخور نمیر مردم و انباشت سودهای نجومی مردم عاصی شوند و تازه به فکر تخفیف نارضایتی مردم با یارانه بیفتید. نهج البلاغه نمیگوید آنقدر صدای اعتراض مردم را نشنوید و حق شان را با برنامه ریزی علط زیر پا بگذارید و سیاستهای به نفع غارتگران سرمایه سالار را ادامه دهید تا مردم به خیابانها بریزند و سپس صدقه سر قشر غارتگر صدقه یارانهای پخش کنید. اسلام میگوید سیاست بنیادین را تغییر دهید.
اسلام مانع برنامههای غلطی است که جامعه را فرو میپاشد و سپس میخواهد با سازش با شیطان مسایلش را حل کند. اسلام مخالف آن است که عملا صدای حق طلبانه مستصعفان را خاموش کنیم. اما آمریکا کارش همین است تا بعد از خشم مردم به سود خودش و نابودی استقلال و انقلاب استفاده کند.
حکومت کودتایی پهلوی استقلال ایران را به اشاره ارباب یکسر فروخت. دربار شاه به پایگاه کثیفترین روابط اخلاقی و رواج آن در جامعه بدل شد و دربار پهلوی از هیچ تلاشی برای نشر ابتذال فرهنگی ضد انسانی و فساد و فحشا در جامعه چشم نپوشید، اما '' با این همه این نقشهها و عملها و سعی وافر، چون حبابی ترکید.
از چندر غاز دستمزدشان مالیات گرفتند و آنان را با تورم له کردند، اما هزاران میلیارد معافیت مالیاتی به موسسات اقتصادی خصوصی و خصولتی و بانکها که از سودکلان خفه میشدند بخشیدند؛ و اصلا سیاست شان دفاع از سرمایه داری انگلی بود؛ و اگر نمایندهای پرسیده: اینهمه بیعدالتی به سو دزدان چرا حرفش را نشنودند. نشنیده گرفتند چرا سالها و سالها پروندههای انواع فساد در قوه قضاییه معطل مانده و پاسخی به مردم پرسشگر و خشمگین از این قصاوت تردید آور و مشکوک داده نمیشود؛ و مجرمان محاکمه نمیشوند ' یا آزاد میشوند چرا آقا زادهها حق دارند هر جنایت اقتصادی بکنند و کسی کارشان ندارد؟
مجرمان چای دبش چرا فرار میکنند؟ و مسئول عدم دستگیری شان چرا محاکمه نمیشود؟
چرا بزرگترین تخلف بانکی ' بانک آینده هیج دادرسی نمیشود و مالکان آن راست راست هواخوری رفتهاند؟ اکبر طبری را چه دستهایی حمایت میکند که علیرغم حکم قطعی آزاد میشود؟
وقتی نگرش ضد قرآنی ' وقعی به پرسش نماینده نمیگذارد بعد به مطالبات برحق مردم توجه میکنند؟ مردم ایران آگاه هستند. چرا مجلس به مطالبات برحق مردم توجه نمیکند و قوانین به سود هرج و مرج مالیاتی و فرار بزرگترین سودآوریهای نا مشروع با این قوانین ممکن شده کسی عین خیالش نیست؟
اسلام با این هرج و مرج و عدم کنترل مخالف و نیروهای مجری در دولت و قوا با بی توجهی به فقه اسلام و ادامه همان مسیر ایجاد نارضایتیها مخالف است. دولت باید اساسا در دیدگاه خود به سود تفکر عدالت خواهانه تغییر ایجاد کند دو همان راه سابق را نپیمایند که عادلانه نیست سبب ناخشنودی مردم و دستمایههای جنگ نرم فرهنگی دشمن خارجی و لیبرالهای داخلی است که اساسا میخواهند اسلام و عدالت اسلامی را از سیاست مملکت داری ایران حذف کنند و خود مثل آمریکا از مسببان و مسئولان تنگنای معیشتی مردم هستند.
حال میتوان منافع مختلف اقتصادی و سیاسی و فرهنگی دین زدایی در ایران را برای غرب و شرق و خصوصا آمریکا این شیطان بزرگ و غربگرایان ایرانی بروشنی دریافت و اهمیت دفاع از حقیقت دین و عدالت و تقوا بهویژه از سوی مسئولان حکومتی جمهوری اسلامی و زیان جبران ناپذیر عدم پایبندی عملی به اسلام و قران و نهج البلاغه و صرفا در حرف از عدالت سخن گفتن را دریافت. به سیاست امام خمینی و امام خامنهای به سیاست شهدا رجایی و رئیسی بدون ایرادات و صغف هایش برگردید راه را اشتباه نمیمایید. شکوه دستاوردهای انقلابی مردم و دانشمندان و همه اقشار را بباد ندهید. متخصصان انقلابی مومن به اصول قرآن و عترت و انقلاب اسلامی و وفادار به امام ره و ولی فقبه معزز بکار گیرید نه اساتید خواهاننابودی حکومت اسلامی. این دین پروری تنها پاسخ به اسلام زدایی شیطان بزرگ است.
پروژهای که روشنفکران غرب گرا و شرق گرا و سیاستمداران ملحد و لائیک و سکولار از فروغی و تیمور تاش و داور و حزب توده و پیکار و کومله و فدایی و توفان و اتحادیه کمونیستها و مارکسیستهای آمریکایی و منافقان مشرک نقابدار و اسلام آمریکایی تروریست و تجزیه طلبان چپ و راست و بهاییت و رفرمیستها و اصلاح طلبی آمریکایی و. بفراخور توان خود پیش بردند ' در اصل ' دستیاری شیطان بزرگ در این دین زدایی و در نتیجه استقلال کشی بوده است.
میگویند این انقلاب اسلامی بود که یک طرح استکبار جهانی برای اسلام زدایی بود و هدفش بوجود آوردن یک لولو خور خوره اسلامی تند رو بود تا به بهانه آن حضور نظامی خود را بگسترد و با گسترش نفوذ و ایجاد بهانههای مختلف برای تقویت حضور شیطانبزرگ و ایحاد آشوب در خاورمیانه و غارت نفت در پی این درگیری تشدید کند و مردم را خسته کند و با انقلاب اسلامی بحران زایی نماید و و اسلام را بدنام کند و نقشه بازگشت آمریکا و اذناب خائنش را این بار به خاورمیانهی ' لائیک ' و دین از کف داده ' پیش ببرد و بازی را به نفع خود تمام کند و حالا دیگر به وجود جمهوری اسلامی وقتی نیازی نباشد آن را بدست مردمی ساقط کند که ظاهراً تجربه کردهاند اسلام و حکومت اسلامی جز فقر و مرگ و انزوا و ناامتی حاصلی نداشته و با جذب ملت ایران به فرهنگ آمریکا و دافعه اسلام برای همیشه دین در جامعه ایران خودبخود حذف و فساد آمریکایی و بیدینی مدرن برای همیشه جانشینش شود؛ و وبا رشد فساد دروتی در حکومت جمهوری اسلامی ' و توسعه بیعدالتی و سباستهای ضد مردمی در اقتصاد و دیگر نهادها ' افسانه اسلام برای ابد در ایران فراموش گردد!
آیا چنین است اکنون؟ فرض میکنیم شیطان بزرگ اساسا چنین طرحی ریخت. در عمل چه شد؟
در عمل از ۱۳۵۷ تا امروز آمریکا و بیدینی و فساد آمریکایی در دنیا محبوبتر شد؟ یا با انقلاب اسلامی و ایران اسلامی و مقاومت علیه شیطان ' سیمای ابلیسی و منحوس و نفرت انگیز و متجاوز و جنگ افروز و کشتارگر و بیرحم و آسیب پذیر و محکوم به نابودی امریکا در جهان هزار بار شفافت گشت و میلیاردها انسان ' به مخالفان نسل کشی آمریکای صهیونیست تبدیل شدند و امروز آمریکا و همدست و حرام زاده صهیونیستش' در پی مظلومیت مقتدر مقاومت ایران اسلامی 'منفورترین کشور کره زمین است؟ آمریکا با هر هدفی هر طرحی ریخته باشد واقعیت رخداده ' نشان داده اسلام ناب هرگز ابزار آمریکا نمیشود و کانون مرگ بیعدالتی را طنین جهانی میافکند؛ و این است که همه اسلامهای جعلی وهابیت و بهائیت و همه دشمنیها با اسلام بوسیله اقشار فاسد بی حیثیت شده و مزدور و وجود پلشت شان افشا گشته و همه جریانهای کافر و منافق و سازشکار با غرب با هر پوشش ' و دعاوی کمونیسم آمریکایی و جنبش سبز و اصلاح طلبی آمریکایی به مضحکه تبدیل شده و وسط خواب شیرین مذاکره با ارباب ' میز مذاکره بدست آمریکای ملعون منفجر گشته و آمریکای آدم دزد و راهزن و قطاع الطریق و اهل جنایت جنسی با رهبر فاسدش به برکت مقاومت اسلام از ابلیس رسواتر و ملعونتر شده است؛ و دوستی با او دیگر یک امر دلخواه نیست مایه ننگ است.
فراموش نکنیم اسلام سیاست خارجی و داخلی را جدا نمیداند. نمیتوان گفت اسلام اجازه میدهد ' قدرت برابر اجنبی برای حفظ خود جهاد کند، اما در داخل مستضعفان ومحرومان و کوخ نشینان با برنامههای اقتصادی غلط بسود قشر غارتگر ' مفلس و تحت ستم و زمینگیر شوند. حق شان از فروش نفت و کسب دلار بوسیله الیگارشی فاسد و بانکها و شرکتهای کلان و اقتصاد بیمار غارت شود و خود دچار فقر و تنگدستی حق اعتراض نداشته باشند. فررندان همین مردم و دانشمندان جوان و حافظان امنیت و نیروهای سپاه و بسیج عظیمترین حماسه دفاعی و اتفاقات شکوهمند تکنولوژیک و نظامی و علمی و ورزشی و هنری را بیافرینند '، اما سیاست غیر اسلامی اقتصادی میلیونها مردو زن و پدران و مادران همین ایثارگران را به فلاکت بکشاند. اگر دولتهای در عمل بی توجه به عدالت قرآنی و دلبسته راه حلهای غربی و نگرش غربگرای متخصصانش این وضع ظالمانه را پیش نیاورده چه کس مسئول است؟ تمام تاریخ ۴۷ ساله اخیر گواهی میدهد دو امام ' دو ولی فقیه و ربر ایران اسلامی و خیل هواداران صادق اسلام از مطهریها تا سلیمانیها و سید حسن نصرالهها و ابراهیم رئیسیها تا بسیجیهای گمنام و هزاران هزار کارگر و دانشجو و پاسدار و دانش آموز و کشاورز و کاسب و کارمند از اسلام دفاع کردند با قاسطین و مسرفین و مترفین و قشر ممتاز چپاولگر و دلال مخالفت کردند و شهید شدند، اما غربگرایان با نگاه ضد مردمی و اقتصاد فاسد و تخصص غربگرایانه ' به انقلاب مردم و حقوق محرومان خیانت نمودند.
چرا؟ چون اسلام زنده بود و با حیات خود در جامعه ' نفرت از بیعدالتی و بندگی شیطان و نفی ربوبیت آمریکا و ابتذال فرهنگی و فساد و فحشا را در روح و جان انسانهای شریف جاری میساخت. چون اسلام سرچشمه مقاومت باطنی و ظاهری ' قلبی و اعتقادی و فکری و عملی بود؛ و همین به انقلاب عظیم اسلامی و علیه بردگی و سرسپردگی به اجنبی و فساد و ظلم منجر شد. پس اسلام به اضافه مردم ' یعنی عبودیت و عدالت اجتماعی سد راه مستکبران داخلی و خارجی است.
بدین سان آمریکا این شیطان بزرگ در پی انگلیس این ابلیس محسم ' ' از روز اول هدف اسلامستیزی را پی گرفت تا طبقات و نسلهای بنده شیطان تربیت کند و آنان را در خدمت اسلام ستیزی بکار گیرد؛ و کلا مدرنیت و گسست از دین در ایران اسلامی تحقق بخشد و آن را سکوی همه تباهیها قرار دهد.
چرا ایران این همه اهمیت داشته و نیاز به سرمایه گذاری؟ چون ایران سرزمین دست نیافتنی بوده است؛ و مرکز حفظ دین در وضعیت آخرالزمانی؛ و نابودی نظام دینی ایران ' اساس نابودی اسلام حقیقی است؛ و البته شیطان به همین خیال بمیرد! خداست که دین خود را حفط میکند. با این همه مسیت خداوند تا امروز حفظ علم حق و علم اصیل اسلام و خداشناسی بوسبله ایران بوده است. چون ایران و نه هیچ دیگر کشور بود که در همه جهان باستان تنها کشوری بود که ساختاری یکتا پرستانه و اهورایی داشت و رهبر الهی حافظ دین بود و این در همه کتیبهها و منابع بروشنی بیان شده است و با اسلام این ویژگی به کمال خود رسیده و مضاعف و شکست ناپذیر شده است. این یک وضع وجودی برای این سرزمین این مردم و این فرهنگ بود و هست و ربطی به حکومتها نداشت. حکومتها بسته به نردیکی و دوری با این سرشت ایمانی ' یا الهی یا شیطانی شمرده شدند و به دادگری و آبادانی با بیداد و ویرانگری پرداختند. با این همه این نیروی عظیم مقدرات الهی فراتر از حکومتها ایران رامهبط دفاع از توحید ناب قرا داد. این چهره در جهان باستان نه ربطی به یونان باستان داشت و نه روم و نه چین، و نه هند و...! با تقدیر تبدیل ایران و ایرانیان عالم و تشنه علم حق ' ایران سرزمین حفظ انتظار منجی اسلامی عج کار برای شیطان چاره ناپذیر شد. همه اهمیت انقلاب اسلامی و برگزیدگیش همین بلند کردن پرچم توحید و انتظار عدل موعود جهانی است؛ و همه هراس استکبار و محرومیت او از غارت از همین اسلام است. مشکل شیطان بزرگ با ایران کنونی اسلام است و نفی استقلال و تکه پاره کردن ایران و تداوم غارتگری مادی و معنویش ' شرطش حذف اسلام است.
این هاست نفع دینزدایی برای آمریکا:
دینزدایی در ایران برای آمریکا معنایش ضرورت از بین بردن تنها کانون جهانی مقاومت مهار ناپذیر الهی علیه دست اندازی و نابودی استقلال کشورهاست.
نابودی تنها کانون مخالفت با استکبار فعلی آمریکاست.
دین زدایی در ایران یعنی نابودی یک سنگر مشروع و جهانی مبارزه با فساد فرهنگ آمریکایی. یعنی نفی و محو سنگری فرا ملی که مشروعیت جنایت و قلدری و مداخلات وحشیانه غرب و صهیونیسم با رهبری آمریکا به سخره میگیرد.
ایران پایگاه قرآن اصیل و عترت حق طلبی است که اسلام ناب و تحریف نشده در آن زنده است و این اسلام ' ذاتا با فرعونیت امریکا و موجودیت متکبر و متفرعن طاغوتی آن و برده کردن کره زمین و دست اندازی به حقوق ضعفا و ملل مستضعف و غارت آفریقا و آسیا و آمریکا لاتین مخالف است و علیه آن راه استقامت را پیشنهاد میکند. آمریکا متوجه شده که صرفا یک حکومت دست نشانده دردش را درمان نمیکند و برای جنایتکاری هایش امنیت فراهم نمیکند. تا اسلام در جان جامعه جاری است ' مقاومت زاست و عدم مشروعیت اقدامات استکباری و امروز عمل شیطان بزرگ را جار میزند. زمان شاه ' حکومت ایران یک حکومت دست نشانده بود و مطلقا تبلیغی علیه تجاوزگری آمریکا نمیکرد. اما درون جامعه جریانی جهانی و ریشه دار و اصولی و مستمر وجود داشت که قدمت ان با قدمت حضور استعمار در ایران همزمانی داشته و صدایش صد بار از مجیز گویی و نوکر مآبی حکومت پهلوی طنین افشاگر بلند تری در جهان و خاورمیانه داشت و آمریکا را بی آبرو و بی حیثیت میکرد و استقلال را ترویج مینمود؛ و از فروش ایران بوسبله قاجار و پهلوی امنیت وفایدهای نصیب متجاوزان نمیشد '، چون مقاکمت بر میانگیخت. صدای اسلام ' صدای میرزای شیرازیها و مدرسها و خیاباتیها و کاشانیها و میرزا کوچک خانها و. علیه استعمار مقاومت زا بود. علیه آمریکا ' صدای امام خمینیها و میلانیها و سید باقر صدرها و مطهریها و مرعشیها و گلپایگانیها و بهجتها و همه علمای ربانی اسلام که مدافع قیام ۱۵ خرداد و امامخمینی ره این مجدد عصر بودند اثبات کننده حقیفت مذکور و دلیل نقشه اسلام زدایی در ایران است.
در یادداشتی اختصاصی برای جام جم آنلاین مطرح شد
در یادداشتی اختصاصی برای جام جم آنلاین مطرح شد
معاون دانشگاه بینالمللی مذاهب اسلامی تهران در گفتوگو با جام جم آنلاین: